ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

258

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

رمضان مصادف گردد ديگر شبها را به خوش‌گذرانى صرف مىكنند و روز را روزه نگاه مىدارند ؛ زيرا هرچه در طى اين جشنها به تسامح و تساهل گرايش دارند باز روزه داشتن را كه از اصول اساسى اسلام است حرمت مىگذارند و رعايت مىكنند . فقط روز اول سال داراى جنبهء مذهبى است . روز دوم ديگر جشن بزرگ و عمومى همهء ملت بشمار مىرود . از صبح خيلى زود جمعيت در تمام كوچه‌ها و ميدانهاى عمومى در جنب‌وجوش است ، هركس جامهء نوى در بر دارد و از آنجا كه رنگهاى روشن بيش از همه طرف توجه است گروههائى را مىبينيد كه لباسهاى سبز ، زرد ، آبى و سرخ بر تن دارند و درهم مىلولند ؛ بديهى است كه زنان ناگزيرند جامه‌هاى نو خود را زير چادرهاى تيره‌رنگشان پنهان دارند . آشنايانى كه باهم روبرو مىشوند دست يكديگر را مىفشارند و با فرياد « عيد مبارك » يكديگر را در آغوش مىكشند . كسى كه زيردست است درحالىكه با دو دست خود يك دست ارباب يا حاميش را در دست مىگيرد تبريك مىگويد و جواب تبريك خود را مىگيرد . در تالارهاى مجلل ، صدراعظم و وزير جنگ درحالىكه خلعت پوشيده‌اند و دورتادور آنها را شاهزادگان و صاحب‌منصبان ملبس به لباسهاى دولتى گرفته‌اند جلوس كرده‌اند . به هنگام نشستن به دقت سلسلهء مراتب ، حق تقدم و سابقه رعايت مىشود ؛ در ناراحتترين وضع خود را جا مىدهند تنها براى اينكه از حق خود دفاع كرده باشند . هر تازه‌واردى وزير را سلام مىكند و مىگويد « عيد مبارك » و به همين ترتيب هم پاسخ مىشنود ؛ در ابتدا شيرينى و شربت دور مىگردانند ؛ بعد بانگ « قليان بيار » طنين‌افكن مىشود و بلافاصله پنجاه تن از نوكران وارد مىشوند كه هريك قليانى مرصع از طلا ، نقره ، جواهر و مينا در دست دارد . اين نوكرها در خدمت به اربابشان به يكديگر پيش‌دستى مىكنند تا از اين رهگذر مزيت و منزلت آنان را تصريح كرده باشند . ديگر صداى غلغل قليان است كه همه جا را فرا مىگيرد ؛ تالار پر از دود غليظ مىشود كه از پنجره‌هاى باز به خارج تنوره مىكشد ؛ وابستگان ساير اصناف و حرف نيز براى عرض تبريك به حضور صدراعظم مىشتابند ولى فقط در خارج از تالار از مقابل پنجره‌اى كه او مقابل آن نشسته است ، مىگذرند . آخرين نوبت مختص شاعران است كه وزير را در قالب غزلهائى « 2 » مدح مىكنند . او را با آصف ، وزير افسانه‌اى حضرت سليمان و ساير علما و اعاظم ديوانى مىسنجند ، ايل و تبارش را مىستايند و خردمندى وى را در كار ادارهء ملك و بركتى را كه از آن طريق شامل حال مردم مىشود ثنا مىگويند و از اين قبيل . هر شاعرى به صداى بلند و رسا محصول ذوق و فكر و فراغت خود را مىخواند و واقعا گوش فرادادن به اين همه حرف مفت كه فقط به خاطر رعايت زيبائى قافيه و طمع دريافت صله ابداع شده است ، صبر ايوب مىخواهد . با وجود اين اغلب با « بارك الله » و « آفرين » سخن شاعر

--> ( 2 ) . ظاهرا منظور قصيده است . - م .